سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

429

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

نويسنده‌اى شيعى هم مأمون را از قتل على الرضا عليه السّلام تبرئه مىكند و مىگويد : آن‌گونه كه از اخبار برمىآيد ، او به سم از دنيا رفت ، البته در تاريخ به سندى كه اين نظر را تأييد كند ، نرسيده‌ايم و بعيد نيست كه مأمون رضا عليه السّلام را در نتيجهء حسن نيت خود ، به ولايت‌عهدى برگزيده باشد ؛ چرا كه او حق و اهل آن را شناخته بود و روش گذشتگان و پدران خود را نمىپسنديد كه آنان در ظلم به اهل بيت و كشتن و مسموم كردن و آواره ساختن آن‌ها تلاش كردند . « 1 » هم‌چنين تاريخ ثابت نمىكند كه مأمون در نزديك ساختن خود به امام تظاهر مىكرد و ما سندى نداريم كه چون امام رضا عليه السّلام با انگور مسموم از دنيا رفت ، اين سم از جانب مأمون براى حضرت ارسال شده و به حيات وى خاتمه داده است . « 2 » پايان زندگانى على الرضا عليه السّلام به معناى پايان آشفتگىها و فتنه‌ها در بغداد بود . فرزندان خاندان عباسى به ماندن خلافت در خاندان خود مطمئن شدند ؛ چون جريان انتقال خلافت به خاندان علوى شكست خورده بود . « 3 » ابراهيم بن مهدى هم وقتى شنيد كه مأمون

--> ( 1 ) . شيخ صدوق در كتاب عيون اخبار الرضا بابى را به اسباب مسموميت على بن موسى عليه السّلام به فرمان مأمون اختصاص داده و سه روايت متفاوت را ذكر كرده است . در نقل اول ، صوفى سارقى را نزد مأمون مىآورند و مأمون حكم به اجراى حد بر وى مىدهد ، صوفى مأمون را متهم مىكند كه اولا اگر تو سهم مرا از فىء مسلمانان و خمس مىدادى من دزدى نمىكردم ، و ثانيا تو به واسطه غصب حق من ، بنده من هستى و با اين خبث طينت نمىتوانى بر من حد جارى كنى . مأمون در برابر اين احتجاج صوفى نگاه به امام مىكند تا نظر ايشان را بداند . امام نيز با اين دليل كه صوفى توانست با تو احتجاج كند ، تلويحا نظر صوفى را تأييد مىنمايد و مأمون ناچار صوفى را آزاد مىكند و كينه امام را در دل مىپروراند . در نقل دوم از ريان بن شبيب و دايى معتصم است كه بعد از اتمام بيعت وليعهدى على بن موسى عليه السّلام ، امام مأمون را متوجه كرد كه روش بيعت غلط بوده است و مأمون نيز دستور داد دوباره مردم بيعت كنند . در واكنش به اين اقدام ، مردم زمزمه سر دادند كه چگونه مأمون شايسته امامت است و عقد بيعت را نمىداند و اين شخص [ امام ] كه عقد بيعت را مىداند شايسته‌تر از مأمون است كه آن را نمىداند و اين باعث شد تا مأمون از امام انتقام گيرد . و روايت سوم نيز از ابو صلت هروى است كه گويد : چون مأمون با ولايت‌عهدى امام به اغراض سوء خود ، كه تخفيف و دنياطلب جلوه دادن امام بود ، نرسيد ، به امام سم خورانيد . علاوه بر اين ، شيخ صدوق در باب 52 همين كتاب نقل مىكند كه امام رضا عليه السّلام فرمود : « من در آينده‌اى نزديك مظلومانه با سم كشته مىشوم و كنار هارون به خاك سپرده مىشوم و خدا تربت مرا محل رفت و آمد شيعيان و دوستدارانم قرار مىدهد . . . » همچنين در باب 61 و 63 دو روايت نقل مىكند كه امام رضا عليه السّلام با حيله مأمون مسموم شد . ( مترجم ) ( 2 ) . هاشم معروف ، عقيدة الشيعة الامامية ، ص 161 - 162 . ( 3 ) . ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 118 .